زاگرس
اين زون ساختارى دارى روند عمومى شمال غربى- جنوب شرقى بوده و مراحل تکوينى خود را  در سه مرحله پلاتفرمى ( پرکامبرين- ترياس ميانى)، ميوژئوسنکلينالى (ترياس، نئوژن) وبالاخره کوهزايى (پليوسن- پلئيستوسن) گذرانيده است.
آثار فعاليتهاى ماگمايى در مرحله تکوينى اوليه در توده هاى دياپيرى گچى- نمکى ، بويژه آنچه بنام سازند هرمز معروف است، مشاهده مى گردد سنگهاى ماگمايى موجود در اين سازند، شامل دو گروه سنگهاى آذرين خروجى و سنگهاى آذرين نيم ژرف مى گردد سنگهاى خروجى، بصورت توف و يا گدازه، مابين سنگهاى رسوبى سازند هرمز مشاهده مى گردند، در حاليکه سنگهاى نيم ژرف بصورت دايک و توده هاى کوچک، سنگهاى مزبور را قطع مى کنند. بافت دانه ريز اين سنگها معلوم مى دارد که در ژرفاى کم سرد شده اند.
اين رخساره هاى تبخيرى، با آنچه در جنوب شرقى شبه جزيره عربستان برونزددارد و مربوط به وندين- کامبرين پيشين است، قابل مقايسه اند. در ايران مرکزى نيز سنگهاى تبخيرى گچى- نمکى بهمراه سنگهاى آذرين     مى توانند همانند سنگهاى هرمز درنظر گرفته شوند.
سازند يا سرى هرمز، به مجموعه سنگهاى نمکى وگچى وساير سنگهاى رسويى و بالاخره سنگهاى آذرين موجود در دياپيرها و گنبدهاى نمکى جنوب ايران وجزايرخليج فارس، اطلاق شده است. سازند مزبوردر برگيرنده سنگ نمک، ژيپس، سنگهاى آهکى سياه رنگ، دولوميت چرت دار قهوه اى رنگ، ماسه سنگ قرمز، شيل رنگارنگ و سنگهاى آذرين ما نند توده کوارتز پورفيرى، ريوليتى، کراتوفيرى، تراکيتى، با زالتى، دولريتى و احيانا سنگهاى کربناتيتى ( واترز و ديگران 1973) مى باشد.رديف رسوبى تبخيرى (گچى، نمکى)، سنگهاى کربناته (آهکى، دولوميتى) و برخى سنگهاى آذرين ويژه محيط قاره اى (مانند سنگهاى ايگنمبريتى) معلوم مى دارند، که بطور کلى شرايط حاکم بر تشکيل اين سنگها از يک محيط رسوبى دريايى کم عمق و تبخيرى تا محيط قاره اى متغير بوده است . بنظر مى رسد شرايط قاره اى- نيمه قاره اى در ضمن فعاليتهاى ماگمايى کارسازتر بوده و رخساره هاى آذرين از اين نوع، برترى داشته باشند. البته سنگهاى آذرين زيردريايى، مانند سنگهاى
کرتوافيرى وبرخى لايه هاى توفى نيزحضوردارند. دربرخى ازگنبدها مانند جزيره لارک- سنگهاى آذرين اسيدى فعاليت گنبدهى نشان داده و پيرامون خويش مينراليزاسيون اليژيستى ايجاد نموده اند. همانگونه که اشاره شد، فعاليتهاى ماگمايى موجود در سازند هرمز، به دور صورت خروجى و درونى مى باشد.
ا- ا- سنگهاى خروجى( موجود در سازند هرمز)
سنگهاى آتشفشانى به شکل گدازه يا توف تظاهر دارند ترکيب سنگها، ريوليتى، داسيتى، تراکيتى و بازالتى است. سنگهاى آتشفشانى در برخى مناطق مانند جزيره هرمز بصورت کلاهک برروى توده هاى نمکى ديده مى شوند.
ريوليت ها و توف هاى اسيدى با رنگ روشن خود( سفيد يا متمايل به صورتى) بخوبى در ميان ساير سنگها مشخص مى باشند. ريوليت ها سنگهايى متراکم ونسبتا سخت مى باشند تراکينت ها معمولا رنگ خاکسترى متمايل به سبز يا متمايل به صورتى دارند و برشهاى ريوداسيتى، بنفش کمرنگ بوده و سنگهاى بازالتى، سياه رنگ هستند. با توجه به توضيحات فوق، مى توان سنگهاى آتشفشانى را در دو گروه اسيدى و بازيک با ويژگيهاى سنگ شناسى بشرح زير طبقه بندى نمود:
 
1-1-1-سنگهاى خروجى اسيدى
در اين گروه، بطور عمده، سنگهاى ريوليتى، توف ريوليتى و سنگهاى ايگنمبريتى وجود دارند.
ريوليت ها
اين سنگها برنگهاى سفيد، صورتى، خاکسترى و سبز مايل به خاکسترى ديده شده اند که گاه تنوع رنگى آنها به علت دگرسانى است .
سنگهاى مزبور،معمولا داراى بلورهاى درشت بوده و مقدار آنها تا حدود ده درصد مى رسد. درشت بلورها، شامل کوارتز شکل دار- نيمه شکل دار (عمدتا") و فلدسپات کم وبيش تجزيه شده به سريسيت، موسکويت و گاه کانيهاى رسى و کلريت است . خميره سنگهاى ريوليتى، شامل مجموعه اى از کوارتز، فلدسپات آلکالن، کانيهاى اوپاک و گاه آپاتيت است .
نمونه اى از ماگماتيسم اسيدى، در گنبد گچين رخنمون دارد. سنگهاى آذرين اسيدى دراين محدوده بيشتر از نوع ريوليتى است، که بصورت خروجى و نيم ژرف ظاهر مى گردد .ريوليت ها تشکيل گنبد نيز مى دهند و گاه بصورت دايک و سيل تظاهر مى يابند.ماگماى اسيدى به علت گاززياد، گرانروى بالا، انفجاردرمحيط رسوبى و يا خارج ازمحيط رسوبى و مواد تفرايى قابل ملاحظه توليد نموده است، که پس از جايگزينى درمحيط رسوبى سازند هرمز، به شکل توف و توفيت پديدار شده اند گاه ريوليت ها به شکل گنبدماى ريوليتى و تا حدودى گدازه ريوليتى، از ماگماى نسبتا فقير از گاز حاصل شده اند. در مورد گدازه ها و سنگهاى ريوليتى بخش مرکزى گنبدهاى ريوليتى، شرايط زير حاکم بوده است:
- دگرسانى کمتر سنگهاى ريوليتى
- عدم حضور حفره هاى گازى (vesicules ) که در واقع ناشى از فقير بودن نسبى اين بخش از ماگماى اسيدى تشکيل دهنده گنبدها است.
- تبلور دوباره سنگها که بصورت دانه ريز بوده است و بافت جريانى در آنها ديده نمى شود در توده هاى اسيدى منطقه علاوه بر رخساره هاى بلورين شده، انواع ريوليتى سريعا سرد شده با بافت شيشه اى نيز وجود دارند اين سنگها يا مربوط به بخشهاى سطحى گدازه که با سرعت در بالا تشکيل شده اند مى باشند، يا سنگهاى هستند که بدون رسوبات ماسه سنگى- شيلى قرمز رنگ سازند هرمز نفوذ کرده اند.بافت اين سنگها پورفيرى است و درشت بلورهاى ( Phenocryst) کوارتزدر زمينه آن- جاى دارند، از: يلاژيوکلازها اسکلتى برجاى مانده است ولى اثرى ازديگرکانيهاى پيش رس ماگمايى مشاهده نمى شود.
در زير ميکروسکوپ و نور طبيعى تراشه هاى شيشه اى ( Glass Shards) مربوط به جدارة حبابهاى گازى نيز ملاحظه مى گردد.در نور پلاريزه، مجموعه بسيار دانه ريز کوارتز- فلدسپاتى (آلکالن) وجود دارد کانيهاى فرعى سنگهاى ريوليتى شامل آپاتيت، هماتيت وکمى زيرکن است. هيچگونه اثرى ازکانيهاى مافيک نخستين برجاى نمانده است در جداول شماره 1 تا 3 ضميمه،ترکيب شيميايى پاره اى از سنگهاى ريوليتى و بطور کلى اسيدى وابسته به سازند هرمز معرفى ميگردد.
چنانچه در جدول شماره 1 ضميمه ملاحظه مى گردد هردوروند سديک يا پتاسيک در سنگهاى اسيدى سازند هرمز حضور دارند و حتى برخى اولتراپتاسيک اند بطور کلى روند
پتاسيک برتى دارد. ميزان Mg2+ وFe2+ محدود بوده که بيانگر کمبود کانيهاى آهن دار ومنيزيم دار اين سنگهاى اسيدى است. بطور غير معمول برخى نمونه ها مانندns-3 کمبود Al203 را نشان مى دهد که باحتمال قوى، نتيجه آلتراسيون و خارج شدن عنصرمزبوراز سنگ است. بيشتر اين سنگها از نظرميزان آلکالينيته داراى درصد بالايى ازNa20 و K20 بوده و در قلمرو آلکالن قرارمى گيرند بنابراين برترى با سنگهاى اسيدى آلکالن (آلکالى ريوليت ها) است. درنمونه هاى ديگر کمبود آلکالن ها محسوس است (مانند نمونه( NS.3 ) و بنظرمى رسد که آلتراسيون و تحرک اين عناصر (خارج شدن ازسنگ) سبب آن باشد

Sample Oxides NS.1 NS.3 NS.6 NS.7 Sample Norme NS.1 NS.3 NS.6 NS.7
Sio2 75.21 76.81 69.85 71.22 Q 44.42 56.05 21.11 22.36
Al2O3 11.10 6.24 12.64 12.71 Or 40.95 23.34 16.60 25.41
Fe2o3 0.90 2.55 1.24 0.04 Ab 1.52 1.60 49.37 41.43
FeO 0.99 0.51 1.34 1.31 An 3.85 4.50 0.00 0.00
TiO2 0.10 0.05 0.26 0.34 Neph 0.00 0.00 0.00 0.00
CaO 0.83 3.28 2.54 0.74 Leuc 0.00 0.00 0.00 0.00
MgO 0.76 0.04 0.56 0.36 Di 0.00 0.21 5.00 2.39
Na2O 0.18 0.19 5.86 6.84 Hyp 2.80 0.00 0.00 1.52
K2O 6.93 3.85 2.81 4.30 Ol 0.00 0.00 0.00 0.00
P2O5 0.04 0.01 0.07 0.13 Ma 1.30 1.49 1.70 0.00
          Hem 0.00 0.51 0.00 0.00
          Ilm 0.18 0.09 0.49 0.64
          Ap 0.09 0.02 0.16 0.30
          Cor       
جدول 1- سنگهاى ماگمائى گنبدنمکى گچين(پرکامبرين پايانى)
(سيدعبدالرضا جعفرى صدر، 1370)
 
NS.34 A21 A33-5 A33-3 A34 نورم سنگ NS.39 A21 A33-5 A33-3 A34 اکسيدها
49/0
00/1
98/5
-
41/14
92/47
31/8
02/3
-
-
23/1
57/17 06/0
28/0
13/2
88/2
72/3
62/21
77/2
-
45/6
-
83/2
70/57 35/0
21/0
46/0
-
41/1
63/61
66/2
07/1
-
-
76/1
42/30
  43/0
21/0
51/0
-
11/22
35/31
89/3
50/0
-
-
70/3
24/37 20/0
60/0
62/4
48/1
02/61
74/2
4/4
22/0
-
8/4
-
92/19 AP
ILM
MT
HM
AB
OR
AN
DI
CO
WO
HY
Q 27/62
18/14
04/4
54/2
51/0
30/3
28/0
66/1
84/7
0/18 87/75
76/11
27/4
77/0
15/0
49/0
11/1
43/0
59/3
039/0 94/72
40/12
31/0
0/1
11/0
98/0
36/0
17/0
28/10
15/0 52/75
32/11
35/0
42/1
11/0
14/1
71/0
58/0
23/5
19/0
  75/64
87/13
65/4
72/1
32/0
35/3
04/0
15/7
46/0
10/0 SIO2
AL2O3
FE2O3
FeO
TiO2
CaO
MgO
Na2O
K2O
P2O5
جدول 2- ترکيب شيميايى و نورم سنگهاى اسيدى، گنبد نمکى گچين
(سازند هرمز) پرکامبرين-کامبرين (سيد عبدالرضا جعفرى صدر،1370)
NS.23-A NS.23 NS.22 NS.21 اکسيدها
70/72
60/11
77/2
72/0
23/0
99/0
12/0
14/0
85/4
06/0 83/67
25/14
00/4
72/0
26/0
16/1
16/0
47/4
09/5
07/0 10/71
70/12
06/3
90/0
22/0
73/0
57/0
83/4
32/4
07/0 33/70
53/12
00/2
60/1
27/0
73/0
95/0
99/3
65/4
07/0 SiO2
AL2O3
Fe2O3
FeO
TiO2
CaO
MgO
Na2O
K2O
P2O5
جدول 3- ترکيب شيميايى سنگهاى ريوليتى، گچين (سازند هرمز)
پرکا مبرين- کمامبرين ( سيد عبدالرضا جعفرى صدر، 1370)

-1-1- سنگهاى خروجى بازيک
شامل سنگهاى بازالتى اوليوين دار و ديگر سنگهاى بازالتى است.
 
بازالت ها
اين سنگها نيز همراه با ريوليت ها در گنبدهاى نمکى سازند هرمز ملاحظه ميگردند. حجم آنها محدود بوده و رنگ خاکسترى تا خاکسترى تيره دارند .بافت سنگهاى بازالتى پورفيريتيک با زمينه اينترگرانولارو يا تنها اينترگرانولا راست و برخى نيز بافت حفره دار(Vesicular ) دارند. کانيهاى اصلى سنگ، شامل اوليوين به صورت درشت بلور و يا درمتن سنگ، پيروکسن به شکل درشت بلور، پلاژيوکلاز به صورت درشت بلور و يا در خميره سنگ مى باشد. کانيهايى مانند کوارتز، آپاتيت، اسفن و هماتيت نيز وجود دارند. در مواردى  سنگهاى بازيک تحت تأثير دگرگونى استاتيک قرار گرفته اند (مانند سنگهاى بازيک گنبد گچين و انگوران ). در اين وضعيت کانيهاى حرارت بالا، جاى خويش را به کانيهايى مانند اپيدوت، کلريت، اکتينوليت و غيره دارند. در اين سنگها هنوز بافتهاى بادامکى و افيتيک اوليه قابل تشخيص است پلاژکلازها اساسا آلپيتى شده و همراه با آن اپيدوت، کلينوزوئيزيت و کلسيت وجود دارند علاوه بر پلازيوکلاز، فلدسپات آلکالن به اشکال ميکروکلين پرتيتى (بلورهاى بزرگ)، آنتى پرتيت (ريز دانه) و اورتوز(درون حفره ها) در اين سنگها ديده شده است. پيروکسن هاى اوليه به اکتينوليت و کلريت بدل شده اند. بنظر مى رسد که روتيل و اسفن از تجزيه کانى اوپاک اوليه ( تيتانومانيتيت) تشکيل شده اند.
در سنگهاى موجود در سازند هرمز آثارى از بازالتهاى بالشى (کره انگوران) نيز ملاحظه شده است که بيانگر محيط زيردريايى است بهرحال تأثيرات دگرگونى استاتيک شايد ناشى ازچنين محيط رسوبى باشد.
در حال حاضر سنگهاى بازالتى کف حوضه هاى اقيانوسى مى توانند متحمل دگرسانيهاى گوناگون، در حد رخساره هاى زئوليت،شيست سبز و غيره بشوند. لذا از نظر ديناميکى، مى توان چنين شرايطى را براى پاره اى از سنگهاى بازکى متصور شد. ترکيب ژئوشميايى پاره اى از سنگهاى بازکى سازند هرمز( بازالتي= ديابازى) گنبد نمکى گچين نيز
معرفى شده است. چنانچه در جدول 4 ضميمه منعکس است، سنگهاى بازيک گنبد گچين اصولا بازالتى                    (52 درصدSiO2)بوده و غالبا از نوع آلکالن هستند. روند الکالينيته سد يک در اين سنگها رايج تر است. جز در مورد سنگهاى آندزيتى- بازالتى که فوق اشباع از سيليس بوده و داراى کوارتز نورماتيو هستند     (نمونه (A21A، بقيه، حالت تحت اشباعى دارند (اليوين نورماتيو و نفلين نورماتيو). باتوجه به غنى بودن نسبى آنها از کانيهاى مافيک، ميزان شايان توجهى از CaO,FeO,MgO و کانيهاى تورماتيو (ديوپسيد، هيپرستن، اوليوين) نيز مى تواند وجود داشته باشد. کانيهاى تيره اکسيدى، همچون ايلمنيت و مانيتيت نورماتيو نيز غالبا بيشتراز 5 درصد کل کانيهاى نورماتيو     مى باشند.
در رابطه باسازند هرمزترکيب شيميايى پاره اى از سنگهاى لامپروفيرى نيزدرجدول5 ضميمه بيان شده است. اين سنگها تحت اشباع از سيليس بوده و اساسا در ترکيب خود حاوى نفلين نورماتيو(تا حدود 13درصد) مى باشند. اوليوين نورماتيو نيز به حدود 22 درصد مى رسد و با توجه به ويژگى لامپروفيرى آنها، از کانيهاى تيره نورماتيو (کانيهاى اپاک از جمله مانيتيت و ايلمنيت و سيليکاتهاى آهن و منيزيم دار مانند اوليوين، ديوپسيد و هپپرستن نورماتيو) غنى هستند.
لامپروفيرهاى تحت اشباع از سيليس- بويژه مربوط به ولکانيسم آلکالن-که نمونه هاى آن بازالت هاى آلکالن سازند هرمز است، مى تواند امرى عادى تلقى شود گاه سنگها کربناتيتى نيز گزارش شده اند، ولى اثبات وجود آن، نياز به بررسى بيشتر دارد. مقدارTiO2 در پاره اى از سنگهاى مزبور، شايان توجه است بطوريکه در SJ-11  ميزان آن به بيش از 5/2 درصد مى رسداين عنصر، تمرکز شايان  توجهى در سنگهاى مربوط به کمپلکس هاى  آلکالن دارد.
متاسوماتيسم آلکالن که از پديده هاى وابسته به ماگماتيسم آلکالى است نيز، مى تواند در تظاهر سنگهاى از منشاء مزبور، نقش اساسى داشته باشد . در اين مورد در سازند هرمز،آلبيتيت نيز گزارش شده است .در واقع غنى بودن  ترکيب شيميايى اين سنگها از A1203 اکسيد سديمNa20 و حضور تا حدود 79 درصد آلبيت نورماتيو درسنگهاى مزبور، تائيدى براين نامگذارى است. آنها حتى بطور خفيف تحت اشباع از سيليس بوده (اليوين و نفلين نورماتيو) و مقدار کانيهاى فلدسپاتى( نورماتيو) آنها به حدود 85 کل درصد سنگ مى رسد.
 


اکسيدها NS.27 NS.28 A21A NS.9 NS.34 نورم سنگ NS.27 NS.28 A21A NS.9 NS.34
Sio2 98/50 41/51 83/54 16/50 28/49 Ap 35/0 43/0 70/0 47/0 99/0
Al2O3 70/15 61/14 71/15 09/15 03/15 Il 5/2 17/2 89/1 24/2 50/2
Fe2o3 35/3 33/3 93/3 27/3 57/2 Mt 01/5 96/4 84/5 94/4 01/4
FeO 08/5 10/5 63/3 37/5 32/7 Or 89/1 06/4 90/26 4/16 14/43
TiO2 28/1 12/1 98/0 14/1 23/1 Ab 60/42 57/35 95/3 99/13 29/5
CaO 49/7 67/8 93/8 76/6 17/4 Ne _ _ _ 07/0 _
MgO 37/7 5/7 80/3 29/7 99/5 An 76/20 07/19 54/28 79/17 46/19
Na2O 86/4 31/4 41/0 64/3 58/0 Co _ _ _ _ 02/0


K2O 30/0 67/0 41/4 66/2 80/6 Di 5/13 16/19 20/12 81/12 -
P2O5 14/0 16/0 30/0 18/0 39/0 Hy 99/3 45/5 97/5 - 84/20
            Ol 34/9 07/7 _ 24/13 72/3
            Q _ _ 01/14 _ _
جدول 4- ترکيب شيميايى و نورم سنگهاى بازيک ( بازالتى- ديابازى) گنبد نمکى
گچين  (سازند هرمز، پرکا مبرين- کامبرين
2- 1- سنگهاى نفوذى- نيم ژرف
در اين گروه نيز سنگهاى اسيدى و بازيک وجود دارند که به شکل سنگهاى گرانيتى پورفيرى و ديابازى تظاهر دارند.
 
1-2- 1- سنگهاى گرانيتى پورفيرى
        اين سنگها بصورت توده هاى نفوذى نيم ژرف تظاهرداشته و گاه تحت تأثيردگرسانى قرار گرفته اند. بافت سنگها پورفيريتيک با زمينه گرافيک و يا گرانولار بوده و کانيهاى اصلى سنگ عبا رتند از کوارتز، فلدسپات آلکالن و پلاژيوکلازکه گاه شديدأ به اپيدوت، سريسيت وکلريت تبديل شده اند که بطور فرعى با بيوتيت و بندرت با کانيهاى اوپاک، آپاتيت، اسفن و زيرکن نيز همراه هستند.
          گاه اين سنگهاى نفوذى بصورت توده کوچک نفوذى درون سنگهاى نمکى و آهکى و توف سازند هرمز ظاهر شده يا مانند دايک به درون آهکهاى سازند مزبورنفوذ کرده اند (مانند کوه گچين) که دراين صورت تا حدودى جوانتر ازآهکها بوده و شايد به کامبرين تعلق داشته باشند (اين دايکها  سازندهاى جوانترازهرمز را قطع نکرده اند بنابراين بنظرمى رسد که مرتبط با فعاليتهاى اسيدى آنزمان هستند). سنگهاى نفوذى مزبور، نيم ژرف و دانه ريزاند. زمينه اصلى سنگ از کوارتز و فلدسپات هاى بسياردانه ريزتشکيل شده وشبيه به آپليت بنظر مى رسد. در آنها لکه هاى گوناگونى وجود دارد که از کوارتز، آلبيت، اسفن، کلريت، موسکويت، کلسيت و غيره تشکيل شده اند. آلانيت (از گروه اپيدوت) نيز در اين سنگها گزارش شده است.
   در جدول 6 ضميمه ترکيب شيميايى پاره اى از سنگهاى گرانيتى گچين معرفى شده است. اين سنگهاى نفوذى ترکيبى قابل مقايسه يا انواع ريوليتى دارد، لذا وابستگى آنها به کديگر قابل تصوراست. بطور کلى سنگهاى گرانيتى- آپليتى گچين روند پتاسيک دارند و نسبت Na2O/K2O در آنها ازواحد بيشتر است. بعضى نيز با داشتن بيش از 8 درصد K2O + O2Na تمايل آلکالن دارند.مجموع کانيهاى تيره موجود دراين سنگها (کانيه نورماتيو)، کمتر از ده درصد است و برترى کامل کانيهاى روشن (فلسيک) را در سنگ معلوم مى دارد (هولولوکوکرات).
اکسيدها NS.13 NS.33 NS.36 NS.38 نورم سنگ NS.13 NS.33 NS.36
SiO2
Al2O3
Fe2O3
FeO
TiO2
CaO
MgO
Na2O
K2O
P2O5 74/04
12/30
0/38
1/26
0/20
0/83
0/37
3/23
5/33
0/11
  74/55
12/45
0/38
1/08
0/19
1/04
0/24
3/98
4/98
0/10
  75/24
11/47
2/20
0/39
0/12
1/92
0/80
2/31
3/80
0/02
  75/24
11/47
1/34
-
0/03
1/75
-
2/51
4/74
0/07
  Ap
Il
Mt
Hm
Or
Ab
An
Di
Hy
Q 0/26
0/309
0/503
0/32
0/13
27/77
3/36
0/06
2/59
2/81 0/26
0/38
0/85
-
29/13
34/06
1/61
2/62
0/64
30/69
  0/21
0/07
1/16
0/12
28/85
21/79
6/17
0/90
-
40/67
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
جدول6- ترکيب شيميائى ونورم گرانيت(گچين)، پرکامبرين-کامبرين
-2-1- سنگهاى ديابازى – گابروئى                                        
اين سنگها به شکل دايک يا سيل و برخى توده ها کوچک درمجاورت توده هاى نيم ژرف گرانيتى ويا سنگهاى ريوليتى و بالاخره درون سنگهاى رسوبى موجود در گنبد هاى نمکى مشاهده مى گردند. بافت اين گروه از سنگها افيتيک – اينترسرتال و کانيهاى اصلى آنهاشامل اوليوين ، پيروکسن و پلاژيوکلاز مى باشد . کانيهاى فرعى وکلريت نيز در سنگ وجود دارد.
از ميان 5 نمونه از سنگهاى ديابازى – بازالتى سازنده هرمز ، که شيوه K/Ar ( پتاسيم –آرگن ) تعيين سن شده است   (پلى ير 1969) يک نمونه آن سنى حدود يک ميليارد سال را نشان مى دهد ، ولى بقيه سنى جوانتر از 10± 560 تا ± 103 ميليون سال نشان مى دهند . البته اين ارقام بستگى به نوع تحولات وارده بر سنگها مورد سنجش دارد .
گاه سنگهاى نيم ژرف بازيک ( ديابازى – دولريتى ) بصورت توده هاى کوچکى ، درون
توده هاى نمکى- گچين مربوط به سازند هرمز جايگزين شده اند. بافت ميکروسکوپى اين سنگها در توده گچين افيتيک تا بادامکى است و به علت دگرگونى استاتيک، کانيهاى اوليه به کانيهاى ثانويه همچون اپيدوت، کلريت، کتينوت، آلبيت و غيره تبديل شده اند. (مشابه بازالت ها). کانيهاى ديگرى مانند اکسيدهاى آهن و مس، اسفن و روتيل نيز گزارش شده است. در گچين سنگهاى مزبور داراى مس طبيعى (حدود ا درصد)، کوپريت (حدوداً الي5/1 درصد) و دانه هاى کالکوپيريت (به مقدار کم) مى باشند ترکيب شيميايى اين سنگها قابل مقايسه با بازالت هاست که در جدول سنگهاى بازيک کوه گچين معرفى شده است.

 سنگهاى نفوذى بازيک دانه درشت بصورت گابروئى نيز در سازند هرمز گزارش شده است. (جداول 9،8،7 ضميمه). اين سنگها تحت اشباع از سيليس و سرشا ر از اوليوين نورماتيو مى باشند (حدود27 درصد).ساير کانيهاى مافيک از چمله ديوپسيد نورماتيو در سنگهاى مزبور فراوان است. کانيهاى اوپاک نورما تيو (مانيتيت و ايلمنيت)، متجاوز از 10 درصد کل کانيهاى سنگ را تشکيل داده اند.
    بجز سنگهاى ديابازى- گابروئى برخى سنگهاى نفوذى آلکالن از نوع مونزونيتى نيز در سازند هرمز گزارش شده است.  بدليل بازيک بودن اين سنگها و همچنينى داشتن 52 درصدSiO2  مى بايست آنها را در رديف سنگهاى مونزوگابروئى )ظاهرا فلدسپاتوئيددار( آورد و تعلق آنهارا با ماگماتيسم آلکالن وابسته به سازند هرمز محرز بدانيم
زون سنندج- سيرجان
             فعاليتهاى ماگمايى در اين زون در محدوده هاى زير پديدار شده  است:
1-2- منطقه نيريز
           در اين محدوده، سنگهاى دگرگون شيستى، گنايسى، آمفيبوليتى و غيره وجود دارد که با توجه به شواهد چينه اى و تعيين سن راديومتريک دو دوره اصلى دگرگونى، الف) پرکامبرين (يا احتمالأ پالئوزوئيک) وب) مزوزوئيک زيرين، تشخيص داده  شده است (واترز، سبزه اى). در رابطه با اولين دوره، برخى سنگهاى بازيک يا اولترابا زيک دگرگون شده وجود دارد.
 
Sj.10 Sj.9 نورم سنگ  Sj.10 Sj.9 اکسيد ها
-
22/2
99/78
62/4
54/1
-
-
-
35/3
36/1
-
24/0
-
48/1 -
28/6
84/72
7/7
24/1
-
-
-
2/2
-
-
64/0
-
6/0
  Q
Or
Ab
An
Neph
Leuc
Di
Hyp
OI
Ma
Hem
IIm
Ap
Cor 3/57
12/0
74/18
17/6
47/0
05/0
5/0
8/2
31/9
37/0
-
2/0
65/0
07/0 3/58
79/0
01/19
71/0
26/0
04/0
25/1
57/5
8/8
05/1
-
17/3
81/0
02/0
  Sio2
Tio2
Al2o3
Fe2o3
FeO
MnO
MgO
CaO
Na2O
K2O
P2O5
Co2
H2O+
H2O-
جدول 7- ترکيب شيميائى و نورم سنگهاى پر فلدسپاسى( Albitie)
پرکا مبرين- کا مبر ين د رهرمز (وزا رت صنا يع سنگين-طرح
ا حداث کا ر خا نه تعمير وسا خت کشتى خليج فا رس، 1366)
Sj.7 نورم سنگ Sj.7 اکسيدها
-
9/4
83/6
36/21
99/6
-
74/22
-
99/26
90/6
-
36/3
-
-
  Q
OR
AB
AN
NEPH
LEUC
DI
HY
OI
MA
HEM
IIM
AP
COR 82/41
7/1
95/11
56/4
-
17/0
11/17
8/9
17/2
80/0
-
06/0
08/2
01/0 Sio2
Tio2
Al2o3
Fe2o3
Feo
MnO
MgO
CaO
Na2O
K2O
P2O5
Co2
H2o+
H2O-
 
جدول 8- ترکيب شيميايى و نورم سنگهاى گابروئى
دانه درشت) پرکا مبرين- کا مبرين(هرمز)وزارت صنايع سنگين- طرح احداث کارخات تعمير و ساخت کشتى خليج فارس،1366)
 
Sj.16 Sj.14 Sj.13 نورم سنگ Sj.16 Sj.14 Sj.13 اکسيدها
-
26/6
04/27
55/20
19/14
-
87/9
-
17/2
33/5
-
33/4
-
-
  -
11/3
17/39
29/24
97/8
-
75/4
-
89/11
31/5
98/0
28/3
-
-
  -
56/9
31
43/21
78/8
-
84/13
-
38/3
65/7
-
96/3
-
-
  Q
Or
Ab
An
Neph
Leuc
Di
Hy
Ol
Ma
Hem
Ilm
Ap
cor 36/42
16/2
05/18
49/3
91/5
16/0
26/5
02/8
79/5
01/1
-
33/2
09/2
01/0
  96/48
69/1
20
54/4
97/2
0/16
3
35/8
53/6
52/0
-
84/0
18/2
06/0 47
2
98/17
05/5
7/5
17/0
3
63/7
34/5
55/1
-
15/0
91/1
07/0 Sio2
Tio2
Al2o3
Fe2o3
Fe0
Mn0
Mg0
Ca0
Na2o
K20
P2o5
Co2
H2o+
H2o-
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
جدول 9- ترکيب شيميايى و نورم سنگهاى مونزونيتى آلکان (پرکمامبرين- کامبرين) در هرمز (ونرارت صنايع سنگين-  طرح احداث کارخانه تعمير و ساخت کشتى خليج فارس،1366)
1-1-2- کمپلکى چاه بند
 اين کمپلکس در حدود 20 کيلومترى شرق غورى قرار دارد.  چنين واحد دگرگونى بنامBa-4,Ba-3,Ba-2,Ba-1 وجود دارد. بخش مشخصى از واحد 2- Ba بصورت سنگها گوناگون بازيک و اولترابازيک غنى از آمفيبول است. بهترين رخنمون آن در سه قلاتون، نزديکى ده چاه در جنوب غرب کوه انجيران با 200 الى 300 متر خدمت مى باشد. از نقطه نظر سنگ شناسى به صورت پلا ژيوکلاز آمفيبوليت، گارنت آمفيبوليت، کومنگتونيت آمفيبوليت وغيره است. در برخى نمونه هاى موجود در کوه انجيران هنوز ساخت اوليه گالروهاى لايه اى مادر، بخويى حفظ شده است. آمفيبوليت هايى از تيپ هاى گوناگون نيز وجود دارد که احتمالا از پريدوتيت و پيروکسنيت اوليه مشتق شده است.
ترکيب کانى شناسى پلا ژيوکلاز آمفيبوليت ها، که با سنگهاى رسوبى دگرگونه بصورت ميان لايه اى قرار گرفته اند، شامل هورنبلند سبز، آندزين سبز و آندزين- لابرادوريت
شديدا سوسوريتى شده بهمراه کوارتز، روتيل، آپاتيت ودانه هاى اوپاک است. رخنمون هاى منطقه ده چاه در سه قلاتون و کوه انجيران داراى انواعى از آمفيبوليت است که بطور بخشى از سنگهاى پريدوتيتى مشتق شده اند بخش عمده سنگهاى مزبوو را کومنگتونيت تشکيل داده که از اورتوپيروکسن و اوليوين منشاء يافته است.اورتوپيروکسن، احتمالا از نوع انستاتيت (با زاويه2Vحدود65الي70درجه است). اندکى کلينوپيروکسن از نوع ديوپسيد وجود دارد. اوليوين احتمالا فورستريتى است، که کاملأ به آمفيبول و اسپينل يا به کلريت، سرپانتين و اکسيدهاى آهن تجزيه شده است.
آمفيبوليت هايى که بطور کامل از هورنبلند سبز تشکيل شده، احتمالا ازيک پيروکسنيت يا هورنبلنديت آذرين مشتق شده است. درحاليکه آمفيبوليت يا آمفيبول شيست با بيش از80 درصد هورنبلند سبز، احتمالا نشاندهنده منشاء اوليه گابروئى يا ديوريت بازيک مى باشد
 
2 - 1- 2- کمپلکس کوه ريزو
اين کمپلکس به سمت جنوب شرقى از کو ه ريزو و کوه  زرد(چند کيلومترى شمال غورى) تا مرز جنوبى منطقه، يعنى حدود 15 کيلومترى جنوب خاورى ده وزير (جائيکه سنگ بستر در زير آبرفتها ناپديد مى گردد) گسترش دارد.طول تقريبى کمپلکس حدود 55 کيلومتر است و برحسب افزايش درجه دگرگونى شامل سه بخش R1,R2,R، مى باشد. در بخش R2 در برخى نقاط، سنگها بوسيله سنگهاى نفوذى بازيک و اولترابازيک که خود دگرگون شده اند، قطع مى گردد. همچنين دربخش R1که شامل سنگهاى شيستى و آمفيبوليتى است، در بعضى نقاط سنگهاى دگرگون شده نفوذى ديوريتى مشاهده مى گردد.
- 2- منطقه اصفهان
          در حدود 60 کيلومترى باختر اصفهان کهنترين سنگهاى منطقه بصورت مجموعه اى از سنگهاى شيستى، گنايسى، سنگهاى آتشفشانى آندزيتى و کربناته دگرگونه (آهکى، دولوميتى) رخنمون دارد. اين سنگهاى دگرگونه به پرکامبرين نسبت داده شده اند. سنگهاى آتشفشانى دگرگون شده ازپلا ژيوکلاز، کلسيت، کلريت و دانه هاى اوپاک تشکيل شده و کانيهاى مافيک کاملا نوسط کربنات و اکسيدهاى آهن جانشين شده است.
3-2- منطقه گلپايگان
مجموعه اى از سنگهاى دگرگونه در اين منطقه وجود دارد، که برخى به پرکامبرين نسبت داده شده اند.اين مجموعه داراى سنگهاى آتشفشانى اسيدى تا ميانه مى باشد. سنگهاى کوارتز پووفيرى و آتشفشانى نسبتا بازيک، بهمراه سنگهاى دگرگونه شده از منشاء آتشفشانى- رسوبى در تشکيل اين مجموعه شرکت دارند.
کانيهاى عمده آنها کوارتز، فلدسپات، کلريت، اپيدوت، بيوتيت، موسکويت و گارنت است که دگرگونى در حد رخساره شيست سبز نشان مى دهد .
برخى سنگهاى آمفليبوليتى نيز وجود دارند، که بصورت رگه اى درون سرى مزبور رخنمون داشته و باحتمال زياد سنگهائى ديابازى بوده اند. سنگهاى آتشفشانى اسيدى و اسيدى تا متوسط بيشترين سازنده هاى سرى آتشفشانى- رسوبى دگرگونه هستند که در بعضى مناطق بر اثر پديده دگرسانى به کائولن بدل شده اند.
در همين منطقه در نهشته هاى معادل سازند کهر، ميان لايه هايى از سنگهاى آتشفشانى، درون سنگهاى اسليتى وجود دارد (سهندى- ملاعلى). سنگهاى آذرين نسبت داده شده به ماگماتيسم کهن منطفه (پرکامبرين؟) بشرح زير مى باشند:
الف) سنگهاى آتشفشانى، با ترکيب ريوداسيتى
ب) سنگهاى نفوذى، که خود شامل سنگهاى نيم ژرف ميکروگرانيتى و سنگهاى آذرين درونى گرانيتى- گرانوديوريتى تا کوارتز مونزونيتى و گرانيت مونزونيتى مى باشد. ترکيب هر دو گروه سنگپاى آتشفشانى و نفوذى در جداول بالا با 12 ضميمه معرفي.
شده است. از نظر ژئوشيميائى، سنگهاى ريوداسيتى مزبور ساب آلکالن و از پتاسيم فقير هستند. توده هاى ميکروگرانيتى غنى از سيليس بوده و در قلمرو ساب آلکالن- کالکوآلکالن قرار مى گيرند. بالاخره سنگهاى تفوذى گرانيتى- گرانيتى مونزونيتى داراى تغييرات و پراکندگى در قلمروهاى ساب آلکالن )نمونه هاى 63,87 ) و کالکوآلکالن- آلکالن (نمونه هاي62 و 70) مى با شند.
در مورد وابستگى اين سنگهاى آذرين به پرکامبرين، نمى توان بطور قطعى نظر داد
66.085 اکسيدها
69/37
-
17/50
6/26
-
1/60
1/27
3/18
0/11 SiO2
TiO2
Al2O3
Fe2O3
FeO
MnO
MgO
CaO
Na2O
K2O
 
جدول10- ترکيب شيميايى ريوداسيت پرکامبرين منطقه موته
66.0.73 66.0.82 اکسيدها
77/34
-
13/31
0/90
-
-
0/09
0/50
3/13
4/54 75/25
-
16/19
1/02
-
-
0/61
0/61
3/16
2/95 Sio2
Tio2
Al2o3
Fe2o3
FeO
MnO
MgO
CaO
Na2O
K2O
 
جدول11-ترکيب شيميايى ميکروگرانيت پرکامبرين(؟)-منطقه موته
(سيروس اتردى، 1366)
         
66.0.70 66.0.87
  66.0.63
  66.0.62
  اکسيدها
70/47
-
15/39
3/54
-
-
0/20
1/31
4/15
4/45 80/08
-
13/29
0/90
-
-
0/60
0/50
3/73
0/70 78/04
-
14/86
1/13
-
-
0/56
0/67
4/05
0/45 67/16
-
21/12
1/22
-
-
0/71
0/85
6/10
1/59 Sio2
Tio2
Al2o3
Fe2o3
FeO
MnO
MgO
CaO
Na2O
K2O
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
               
 
 
 
 
 
 
جدول12- ترکيب شيميايى گرا نيت مونزونيتى (62)- گرانيت(63)،(87) گرانيت تا گرانوديوريت(70)
پرکا مبرين (70) منطقه موته (سيروس اتردى، 1366)


 
سنگهاى گرانيتى منطقه گلپايگان- موته، درون سنگهاى دگرگونى ناحيه، نفوذ کرده اند که مهمترين آنها گرانيت دوميکاى شمال موته است که به وسيله تيله و همکاران(1968) مطالعه گرديده و سن احتمالى آنرا پرکامبرين دانسته اند. اين گرانيت ها توسط تعدادى دايک اسيدى سرشار از کوارتز قطع شده و همزمان با تزريق اين دايکها، پيريت هاى طلادار بصورت رگه هاى قابل استخراج در منطقه شکل گرفته است. بالاخره گرانيت بيوتيت دار حسن رباط که آنرا به پرکامبرين نسبت داده اند، کوههاى مرتفعى را در اين منطقه بوجود آورده که نسبت به نوع قبلى يکنواخت تر است. در شمال گلپايگان (حدود 15 کيلومترى جا ده گلپايگان به خمين) ديوريت دانه درشت و پگماتيت گرانيت مشاهده مى شود. گرانيت هاى مزبور، غنى از آلکالن ها بوده و به پرکامبرين نسبت داده شده است