زلزله

پیش بینی زمین لرزه ها

موضوع پیش بینی زمین لرزه ها تازگی نداشته و در حال حاضر نیز روی آن به کار مشغولند. در چین از زمان امپراطوری هان سونگ یا تانگ امپراطورهای چین از منجمان می خواستند زمین لرزه های بزرگ را پیش بینی کنند. چه در تصور مردم چین زلزله نشانه خشم خداوند نسبت به امپراطور بود. بعد از تقریبا نیم قرن و با به کارگیری تمام روشهای علمی جدید، پیش بینی زمین لرزه ها موضوع روز است و فعالیتهای زیادی روی آن انجام می شود زیرا زلزله در کشورهایی که از توانایی علمی زیادی هم برخوردارند مانند آمریکا، روسیه ، ژاپن ... اتفاق می افتد و روسای این ممالک محققان کشور خود را وادار کرده اند که درباره این مسائل ومشکلات بیندیشند. و این مسئله به اتحاد واقعی محققان این ممالک وابسته است. پیشرفتهایی که در علوم زمین در طی 50 سال اخیر حاصل شده آنچنان سریع و عمیق است که محققان این بخش خود را تجهیز کرده اند تا در  این مبارزه سهیم باشند.

کوششهای فراوان انجام شده در این زمینه تا به امروز موفقیت زیادی کسب نکرده است ولی در بعضی مواقع تجزیه و تحلیل پیش لرزه ها موفق بوده است. غالبا در پیش بینی زلزله ها بر اساس پیش لرزه ها شهر Oroville در کالیفرنیا را به عنوان مثال ذکر می کنند. این منطقه در نزدیک سدی قرار دارد که دریاچه اورویل پشت آن مهار شده است. زلزله سنجها بعضی از زلزله های کوچک و بعضی از زلزله ها با بزرگی تا 4 ریشتر را ثبت کرده بود و تعداد زلزله های کوچک پیوسته در حال افزایش بود. بر همین اساس زلزله شناسان وقوع یک زلزله مهمتر را پیشگویی کردند و درست چند روز بعد که افزایش نامنظم زلزله های محلی شد زلزله ای با بزرگی 7/5 ریشتر اتفاق افتاد. به همین طریق زلزله شناسان ایتالیایی بعد از زمین لرزه فریول، حدثه دیگری را پیش بینی کردند. در این منطقه نییز چند ماه بعد از وقوع زمین لرزه اصلی به طور منظم ریز لرزه ها در حال افزایش بود. تصمیم به تخلیه شهر به موقع اجرا شد تا بالاخره زلزله دوم اتفاق افتاد.

با وجود این زلزله های بزرگی در جهان رخ داده است که بعد از دوره آرامش طولانی حادث شده اند. و حال اینکه بعضی از مواقع افزایش زلزله های کوچک بدون فعالیت خاتمه یافته اند.

روش تشخیص الماس طبیعی از الماس مصنوعی

روش تشخیص الماس طبیعی از الماس مصنوعی      دریای نور

   

 

الماس کربن خالص و کوبیک با وزن مخصوص 5/3 و سختی 10 می باشد. به علت مصارف زیاد الماس که بیش از 80% آن به مصارف صنعتی می رسد (از جمله برش مواد بسیار سخت)، دانشمندان به فکر ساختن الماس مصنوعی افتادند. برای این کار دانشمندان با الهام از طبیعت دست به ساختن دستگاهی زندند که می توانست چند هزار بار فشار و چندین هزار درجه سانتی گراد را تولید کند. ولی آنها مسئله زمان را نادیده گرفته بودند که سرانجام پس از 5 سال فعالیت و کار بر روی گرانیت نتوانستند به نتیجه ای برسند. تا اینکه برای نخستین بار الماس توسط گروهی از دانشمندان سوئدی در سال 1953 ساخته شد. جنرال الکتریک در سال 1954 برای اولین بار با استفاده از گرافیت در فشار 50 تا 60 کیلوبار و دمای 1500 درجه سانتی گراد توانست الماس مصنوعی بسازد. مشکل استفاده از گرافیت این است که کربن در ساختار گرافیت ساختار خود را ترک نمی کند. برای غلبه بر این مشکل به دنبال حمال (لیگاند) مناسبی برای حمل کربن بودند. کانی ترولیت از این منظر بسیار مناسب بود. این بار به موفقیت چشمگیری در جهان دست یافتند و الماسهای کوچک و زیادی در گرافیت مشاهده شد. در اوایل کار به علت کوچک بودن الماسها توجیه اقتصادی نداشتند. و به این دلیل به دنبال راه حلی برای بزرگ کردن الماسهای تولیدی بودند. البته از الماسهای کوچک تولید شده در سرمته و سمباده استفاده شد که موجب انقلاب عظیمی در صنعت شد. در ادامه کار دانشمندان برای بزرگ تر کردن الماسها، نطفه ای از الماس را درون گرافیت قرار دادند. در ادامه کار و با اعمال فشار و درجه حرارت مناسب الماسهای بهتری بدست آمد و به سرعت روانه بازار جواهرات زینتی و رقیب سرسخت و زنگ خطری برای الماس طبیعی شد. به همین خاطر الماس فروشان طبیعی به دنیال نقطه ضعفی برای الماس مصنوعی گشتند. از لحاظ شکل و سختی هیچ فرقی نداشتند ولی تنها فرق آنها وجود تراشه های آهن در درون الماس مصنوعی بود که موجب تشخیص آن از طبیعی می شد. به این ترتیب الماس سازان دوباره دست به کار شدند و دستگاه جدیدی طراحی کردند این بار دیگر اثری از آهن درون الماس نبود ولی ... تنها مسئله ای که وجود داشت رنگ الماس مصنوعی بود. الماسهای مصنوعی به رنگ زرد تا نارنجی در می آمدند و این مسئله باعث کاسته شدن از شفافیت الماس می شد.

 این بار الماس سازان به سراغ ساختار الماس رفتند. در الماس های مصنوعی یک چیز اضافی به نام نیتروژن به صورت اسیر شده وجود داشت. این نیتروژن جوی بود. در شرایط تشکیل الماس طبیعی نیتروژن وجود ندارد. برای حل این مشکل الماس سازان به دنبال یک جذب کننده نیتروژن گشتند. آنها با قرار دادن Al به دور گرافیت این مشکل را رفع کردند. این بار برای الماس فروشان طبیعی سخت شده بود. این بار الماس فروشان دست به کار شدند تا فرقی بین این دو الماس پیدا کنند. تا اینکه کشف کردند که الماس های مصنوعی خاصیت فلورسانس دارند در حالی که الماس های طبیعی این خاصیت را ندارند. الماس سازان دوباره به دنبال راه حل گشتند و با بررسی دقیق و بهبود روش کار و صرف زمان زیادتر تا حد زیادی این مشکل را مرتفع ساختند. این بار الماس فروشان باید چه کار می کردند؟! آنها با بررسی ساختار الماس طبیعی و مصنوعی دیدند که تا حدودی شکل نوکلوئید آنها با هم فرق می کند ولی این قضیه را هر کارشناس الماس نمی توانست تشخیص دهد درنتیجه مناسب بازار نبود.

پس الماس فروشان طبیعی به ناچار فقط توانستند اسم شرکت خودشان را در الماس به صورت ریز بنویسند و این تنها راه شناخت الماس طبیعی از مصنوعی است.

پلوتو

پلوتو:

پلوتو

در 23 مارس 1930 پس از کشف پلوتو، به مدت 73 سال تا قبل از کشف سیاره ی ub313 2003، پلوتو به عنوان آخرین عضو از خاندان منظومه شمسی به حساب می آمد. عضوی که آرام و بی صدا به همراه سه قمرش در کمربند کویپر به دور خورشید می گردد. البته پلوتو از نعمت نور خورشید محروم است زیرا نور باید فاصله 6 میلیارد کیلومتر را طی کند. پس بدون شک خورشید از پلوتو همچون ستاره ای کوچک و کم فروغ دیده می شود. عده ای از دانشمندان این نظریه را مطرح کردند که پلوتو و تریتون زمانی هر دو قمر های نپتون بوده اند و حرکت مستقیم داشتند و رویارویی نزدیک این دو باعث دفع پلوتو (تبدیل شدن به سیاره ای مستقل) و معکوس شدن جهت حرکت تریتون شده است.

پلوتو از نوع سنگی یخی بوده است و فاصله ی آن چنان زیاد است که تلسکوپ فضایی هابل آن را به سختی می بیند. پلوتو در حاشیه خارجی منظومه ی شمسی قرار دارد و چنان از خورشید دور است که باید سطح آن را سرد و بی روح خواند. اتمسفر رقیق آن از جنس نیتروژن و متان است که احتمالا در فصل زمستان یخ می زند و به صورت برف آبی کم رنگ می بارد.

پلوتو با دمای 240- درجه ی سانتیگراد از هر جای دیگری برای ما آدمیان نا مناسب تر است. پلوتو هر 153 ساعت یک بار به دور خودش می چرخد و دوره ی انتقالی آن به دور خورشید (نجومی 248/4 سال) و هلالی (367 روز) است پس هر یک سال آن برابر 248 سال ماست.

تراورتن و ویژگیهای آن

تراورتن و ویژگیهای آن

تراورتن رسوب نوار مانند و متراکمی است که در خشکی ها تشکیل می شود. تراورتن ها کم و بیش دارای بافت متخلخل نظیر توفهای آهکی است. سختی بیشتر و منظره مطبق با لایه بندی ظریف از مشخصات این سنگها است. خلل و فرج بزرگ و تخلخل قابل ملاحضه از نوع حفره ها و غارهای انحلالی در تراورتن، آنها را از توفهای آهکی متمایز می نماید.تراورتن ها از رخساره های جدید زمین شناسی هستند که در رخساره های دوران چهارم و عهد حاضر گسترش دارند. توفهای آهکی با منظره اسفنجی سنگ بسیار متخلخل است. ابتدا بصورت یک لایه نازک از کربنات کلسیم در اطراف گیاهان در حال رویش کنار چشمه ها و جویبارها نهشته شده و بتدریج ضخیم تر می شود (چشمه های تراورتن ساز). غالبا اثر و نقش شاخه و برگ گیاهی در این سنگها دیده می شود. این نوع سنگ آهکی بدلیل تخلخل و شکنندگی زیاد بندرت از زمانهای قدیم زمین شناسی باقی مانده اند.

ویژگیهای تراورتن:  وجود حفرات فراوان در رسوبات تراورتن (ناشی از خروج گاز Co2) ، سبک بودن و حالت لایه ای متراکم در بعضی نمونه ها بصورت موجی همراه با فسیل از جمله ویژگیهای تراورتن ها می باشد. رنگ تراورتن ها اغلب سفید شیری  تا کرم که ممکن است در اثر مواد آلی اکسیدهای آهن به رنگهای قهوه ای ، نارنجی، خاکستری دیده می شود. سن سنگهای تراورتن کواترنری یا ععهد حاضر است.

پشت جلد نشریه ژئو (شعر از نیما شوکتیان)

 

چگونه واحد ها را پاس کنیم؟؟

چگونه واحد ها را پاس کنیم؟؟

 

تذکر: ذکر این نکته لازم است که این موارد راه رفته دیگران است که ممکن است به خطا باشد تشخیص آن به عهده خواننده است.(در مورد دانشگاه شهید چمران اهواز)

 

نقشه برداری و پترولوژی:  اگر سوالات چند ترم قبل را جمع آوری کنید به 70% سولات جواب می دهید. استاد مربوطه در هر جلسه یک کویز (امتحان کوچک) از کلاس می گیرد آنها را جدی بگیرید. سر کلاس خوب گوش بدهید (خودتون می دونید چرا !)

 

آزمایشگاه فسیل:  ویژگیهای هر فسیل را حفظ کنید و سر امتحان هرچه به ذهنتان آمد بنویسید لازم نیست حتما آن ویژگی را در فسیل ببنید. برای یادگیری شکل فسیل ها CD تهیه شده است که از همه فسیل ها فیلم گرفته شده . شب امتحان با نگاه کردن به آن (خودمان) فسیل را با نمره خوب پاس کردیم. در روی بعضی از فسیل زمان آنها با خوکار نوشته شده است. سر کلاس هم فرقی نمی کند گوش دهید یا نه  چون کلاس، کلاس روخوانی کتاب ِ .

 

کانی شناسی : برای این درس بستگی دارد استاد چه کسی باشد .... ولی نه در کل فرقی نمی کند (اگه بالای 16 گرفتی ما رو هم خبر کن)

20 این درس (به قول حاجی) مال خداست

 

سنگ شناسی آذرین و ژئوشیمی: برای پاس کردن راحت این درس به دانشجویانی که ترم قبل این درس را اختیار کرده بودند مراجعه شود. کافی است سولات پایانی را از آنها بگیرید و مرور کنید. (می گویید نه از استعداد درخشانهای گروه بپرسید).

برای آزمایشگاه آذرین هم باید مقطع را حفظ کرد یعنی یک نشانه در مقطع پیدا کنید و از روی آن نشانه مقطع را تشخیص بدهید . در کل به خاطر اینکه بعد از یادگیری بیش از 50 مقطع فقط یک مقطع را امتحان می دهید همه چیز شانسی است چون ممکن است همان یک مقطع را حفظ نکرده باشید(حتی ممکن به طور تئوریکی آن را بلد باشید). (می دونم ظلم می شه ولی تحمل کنید)

 

 

سنگ شناسی رسوبی، محیط رسوبی، زمین شناسی نفت:

جزوه کلاسی استاد برای پاس کردن و نمره بالا آوردن کافی است و از جزوه کپی هیچ سوالی نمی آید. (جزوه خونی در کل)

 

دگرگونی و اقتصادی :    دو روش (در کل !)

1-    خواندن کتاب (اگه می تونید مخصوصا اقتصادی) و یاد گرفتن آن (در کل نمره 10 تا 12)

2-    خواندن تستهای کارشناسی ارشد(اگر امتحان تستی باشد) (در کل نمره 10 تا 13)

در کل اگر امتحان پایانی را هم خوب بدهید و از آن نمره خوبی هم بگیرید استاد درس مربوطه کاری می کند که مثلا در میان ترم امتحانی می گیرد (اگه شده از زیرنویس ها) که هیچ کس نتواند در کل نمره بالای 14بیاورد.

 

 

 

زمین شناسی ساختمانی:

باز هم سوالات کارشناسی ارشد (در کل). آزمایشگاه مهم است. (از مسئول بودن که چیزی گیر گروه زمین نیومده)

 

 

زمین ساخت و سایزموتکتونیک:

سوالات ترم قبل تا 70 % تکراری است . اگر سوالات چهار ترم قبل را بدست آورید نمره بالا درکل مال شماست.

 

ترم هفت و هشت شما دیگر برای خود استاد شده اید و سال پایینی ها را درس میدهید دیگر ما را عرضی نیست در کل! .

 

داستان پیشگویی سن زمین

داستان پیشگویی سن زمین

 

تا قبل از اینکه علمی به نام زمین شناسی ایزوتوپی به وجود آید و قبل از آنکه کسی بتواند سن زمین را توسط مواد رادیواکتیو تخمین بزند، نظرات مختلفی در مورد سن زمین ارائه شده بود اما رایج ترین آنها نظریه ای بود که لرد کلوین در سال 1892 پس از تحقیقات مختلف تحت عنوان یک سخنرانی با موضوع "زمین به عنوان محل مناسبی برای حیات" ارائه داد و در آن زمان سن زمین را 20 تا 40 میلیون سال تخمین زد. این تخمین و تخمین های پیشین درباره سن زمین توسط لرد کلوین و دیگران یک گرفتاری جدی برای زمین شناسان بود. بحث های لرد کلوین انکار ناپذیر به نظر می رسیدند اما با دلایلی که بر اساس اصل یکنواختی توسط زمین شناسان عنوان می شد در تناقص بود. این امر به انجام کوشش های بیهوده از سوی زمین شناسان منجر شد تا فعالیت های زمین شناسی گذشته سرعت بخشیده و تاریخچه زمین را در چند ده میلیون سالی که "لرد کلوین" آن را مجاز می شمارد بگنجاند.دیگران هم امیدوار بودند که سرانجام خللی در بحث های لرد کوین بوجود آید و شواهد زمین شناسی نهایتا با قوانین فیزیکی سازگار شوند.

کشف رادیواکتیو درست یک سال قبل از سخنرانی نهایی لرد کلوین در مورد سن زمین در سال 1897 توسط هانری بکرل به وقوع پیوست. هنگامی که کلوین سخنرانی خود را در سال 1897 ایراد کرد هنوز معلوم نبود رادیواکتیویته سن زمین را تشخیص دهد. پس از تحقیقات مفصل دانشمندان و شناختن دقیق عملکرد مواد رادیواکتیو و فهم این نکته که از طریق فروپاشی مواد رادیواکتیو می توان سن زمین را تشخیص داد. "راتر فورد" در سال 1904 به ایراد سخنرانی خود در انیستو رویال پرداخت. موضوع صحبت های او تولید حرارت در اثر رادیواکتیویته رادیوم و اثرات آن بر روی زیاد شدن دمای زمین بود و این در حالی بود که لرد کلوین طبق نظریه خود اعتقاد به سرد شدن کره زمین داشت. راترفورد پس از ورود به سالن سخنرانی به این واقعیت پی برد که اثبات این نظریه چندان هم آسان نیست چرا که لرد کلوین هم در آنجا حضور داشت، به هر حال راترفورد از ایجاد برخوردی شدید با لردکلوین پرهیز کرد. به این ترتیب که اعلام داشت لرد کلوین تحت شرایطی سن زمین را بر اساس پیشینه گرمایی آن محاسبه کرده بود که منبع گرمایی هنوز شناخته نشده بود. از این رو در واقع لرد کلوین کشف پدیده رادیواکتیو و حرارت تولید شده بوسیله این پدیده را تسریع کرده است. این گفته راترفورد باعث شد که لرد کلوین پیر مسرور و طی مدت بقیه سخنرانی به خوابی پر سر و صدا فرو رفته و راترفورد به سخنرانی ادامه دهد.

سن زمین (طنز)

فقط تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است ، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم !

در اينصورت كره زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود!

هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره ي سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم !

اما اين را ميدانيم كه در سن 42 سالگي ، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا

همين يكسال پيش نبود ! يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد .

در اوايل هفته ي پيش ميمون هاي آدم نما به آدمهاي ميمون نما تبديل شدند! و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت .

انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !!!

بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و...

حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره ي 46 ساله آورده است !!!

او طي 40 دقيقه ي بيولوژيكي از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است .

او خودش را به نسبتهاي سرسام آوري زياد كرده ، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است!سوختهاي اين سياره را مال

خود كرده و همه را به يغما برده است!

و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير! ايستاده و به اين حمله ي برق آسا نگاه مي كند!!!!!!!!!!!!

شیب راک

Shiprock

شیب راک

بنابر افسانه (ناوجو) یک مرد جوان به نام نایه نزگانی (nayenezgani) از مادربزرگش پرسیدکه مخلوقات پرنده شکل استوره ای که تسه ناهاله (Tse`na`hale) نام دارند، کجا زندگی می کنند؟ او جواب داد : آنها در تسی بی هالی (Tsaebehali) ساکن هستند. که به معنای سنگ بالدار یا سنگ با بال می باشد. ما سنگ بالدار را به نام شیپ راک می شناسیم که یک نک آتشفشانی است و نزدیک 550 متر بالای دشت دربر گیرنده آن قرار گرفته است. سه دایک از این نک آتشفشانی مخروطی شکل، به طور شعاعی بیرون زده است. افسانه ناوجو این سنگ بالدار را مانند یک پرنده بزرگ می نمایاند که مردم ناوجو را از شمال می آورد و دایک ها مارهایی هستند که از روی صخره بالا آمده اند.

شیب راک چشمگیر ترین نک آتشفشانی است که در ناحیه فورکارنرز در جنوب غربی آمریکا است. شیب راک از 160 کیلومتری قابل رویت است و تا زمانی که ناوجو به تمام صعودهای خود پایان نداده بود سالها محبوب سنگ نوردان بود.

شیب راک یکی از چندین نک های آتشفشانی است که در میدان آتشفشانی ناوجو، به دلیل فوران های انفجاری تشکیل شده است. در طی این فوران ها، مواد آتشفشانی و تکه های بزرگ سنگ میزبان از درون دیواره مخروط کنده شده و به ارتفاع بالا در هوا پرتاب شده، و نا منظم در اطراف منطقه فرود می آیند. شیب راک اکنون 550 متر بالاتر از دشت دربرگیرنده خود قرار گرفته است. از این رو می بایست فرسایش فراوانی روی آن انجام شده باشد تا آن را به اندازه کنونی رسانده باشد. ما تنها می توانیم در این مورد نظر دهیم که وقتی شیب راک بخشی از یک آتشفشان فعال بوده است چقدر مرتفع تر و بزرگتر بوده است.